معنی اس اولیور

حل جدول

اس اولیور

شرکت آلمانی در زمینه مد


اس

شالوده

سنگ آسیاب

حرف نازی ها

لغت نامه دهخدا

اس اس

اس اس. [اَ اَ] (ع صوت) کلمه ایست که گوسپندان را بدان زجر کنند. (منتهی الارب).


اس

اس. [اَس س] (ع مص) زجر کردن گوسپندان بگفتن اَس اَس. گوسپند راندن بگفتن اَس اَس. زجر. (تاج المصادر بیهقی): اس الشاه؛ زجر کرد گوسفند را بلفظ اَس اَس. (منتهی الارب). || بنیاد نهادن. پی افکندن خانه را: اس الدار؛ بنیاد نهاد خانه را. || بخشم آوردن: اس فلاناً. || پلیدی افکندن مگس عسل: است النحل، پلیدی انداخت زنبور شهد. || تباه کردن. || (اِ) بنیاد. شالده. پی. بن دیوار. اصل. (منتهی الارب).

اس. [اِس س] (ع مص) تباه کردن. || (اِ) بنیاد. پی. شالده. شالوده. اصل هر چیز. اصل. (منتهی الارب).

اس. [اُس س] (ع اِ) بنیاد. (منتهی الارب) (مهذب الاسماء). شالُده. شالوده. پی. بن. بنیان. ج، اِساس. بنوره. (زمخشری). اصل چیزی. اصل بناء. اَساس. آساس: اُس اساس. || اول: اُس دهر. || همیشگی. (منتهی الارب). || اوّل زمانه. ازل: کان ذلک علی اُس ّالدهر؛ بود آن بر همیشگی زمانه و اول آن. || باقی خاکستر در آتش دان. (منتهی الارب). باقی خاکستر در میان دیگ پایه. (مهذب الاسماء). || دل انسان، از این رو که گویند او، اوّل از همه ٔ اعضا متکون شود. (ازمنتهی الارب). || نشان. (منتهی الارب). علامت راه از اثر قدم یا پشک اغنام و جز آن: خذ اس الطریق، و این وقتی گویند که راه شناخته شود بنشان پای راه رفتگان یا پشک جانوران روندگان. (منتهی الارب). || کلمه ایست که برای افسون و نرم و منقاد کردن مار گویند. || تباه کردن. (منتهی الارب).

فرهنگ معین

اس اس

(اِ. اِ) (اِ.) (آلما.) مخفف شوتز اشتانل، عنوان سازمان مخوف هیتلری. پس از پایان جنگ جهانی دوم دادگاه نورنبرگ این سازمان را سازمانی جنایت کار خواند.


اس

(اُ سّ) [ع.] (اِ.) اساس، شالوده.

سخن بزرگان

اولیور کرامول

کسی که از تلاش برای بهتر شدن، دست می کشد، حتی خوب بودنش را هم از دست می دهد.

گویش مازندرانی

اس

آبستن

فرهنگ عمید

اس

اصل هرچیز، بنیاد، شالوده، پایه، پی،

فارسی به عربی

اس

آس

فارسی به آلمانی

اس

Ass

معادل ابجد

اس اولیور

314

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری